تا خدا (نردبانی برای نزدیکی به خالق بی همتا)

 زامام علی (ع)پرسیدند

 
واجب و واجب تر چیست؟
 
نزدیك ونزدیكتركدامند؟
 
 عجیب وعجیب ترچیست؟
 
 سخت وسخت ترچیست؟
 
فرمود:واجب اطاعت از الله و واجبتر ازآن ترك گناه است.
 
 نزدیك قیامت ونزدیكتر ازآن مرگ است.
 
 عجیب دنیا وعجیبتر ازآن محبت دنیاست. 
 
سخت قبراست وسخت تر ازآن دست خالی رفتن به قبر است.
 
 
 
 
 
        

+نوشته شده در پنج شنبه 17 مهر 1393برچسب:,ساعت2:56توسط بی همتا | |

خدای من، معبودم:

 

دلم برایت تنگ می شود ،
 
با آنكه می دانم همه جا هستی،
 
اما به آسمان نگاه می كنم،چرا كه
 
آسمان سه نشـانه از تو دارد:
 
بی انتهـاست
 
و بی دریـغ
 
و چون یك دست مهربان،همیشه بـالای سر ماست
 
خدای آسمانی دوستت دارم.
 
 

+نوشته شده در یک شنبه 25 اسفند 1392برچسب:خدا,خدایا,مناجات,متن زیبا درباره ی خدا,متن کوتاه درباره ی خدا,خدای آسمان,متن زیبا درباره ی آسمان,آسمان,ساعت11:17توسط بی همتا | |

   

جاذبه ی سیب آدم را به زمین زد  و جاذبه زمین سیب را !!

 

"سقوط " , سرنوشتِ  دل دادن به جاذبه ای غیر از خداست !

+نوشته شده در سه شنبه 14 آبان 1392برچسب:متن,متن زیبا,پیامک,اس ام اس,اس ام اس زیبا درباره ی خدا,متن کوتاه,متن کوتاه درباره ی خدا,ساعت19:47توسط بی همتا | |

الهی اگر چه بهشت چون چشم و چراغ است


بی دیدار تو درد و داغ است.


دوزخ بیگانه را بنگاه است.


وآشنا را گذرگاه است


وعارفان را نظرگاه است


الهی اگر مرا در دوزخ کنی دعوی دار نیستم،

 

واگر در بهشت کنی بی جمال تو خریدار نیستم.


الهی!


من به حور و قصور ننازم،اگر نفسی باتو پردازم،از آن هزار بهشت سازم

 

. خواجه عبدالله انصاری

 

 

 الهی هر که تو را شناخت و علم مهر تو افراخت هر چه غیر از تو بود بینداخت.

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند


فرزند و عیال و خانمان را چه کند 


دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی 


دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند 

 

 خواجه عبدالله انصاری

الهی از پیش خطر و از پس راهم نیست دستم گیر که جز فضل تو پناهم نیست.


الهی ترسانم از بدی،خود بیامرز مرا به خوبی خود.


الهی بنیاد توحید ما خراب مکن و باغ امید ما بی آب مکن.


الهی هرکس ازآنچه ندارد مفلس است و من از آنچه دارم.


الهی ابوجهل از کعبه می آید و ابراهیم از بتخانه،کار به عنایت بود ،باقی بهانه.


الهی اگر مجرمم، مسلمانم و اگر بد کرده ام پشیمانم.


الهی کدام درد از این بیش باشد که معشوق توانگر بود و عاشق درویش...

 

 

 خواجه عبدالله انصاری

الهی چون در تو نگرم از جمله تاج دارانم

 

و چون در خود نگرم از جمله خاکسارانم

 

خاک بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم و شیطان را شاد

 


الهی در سر خمار تو دارم و در دل اسرار تو دارم و بر زبان اشعار تو 

 


الهی اگر گویم ستایش و ثنای تو گویم و اگر جویم رضای تو جویم 

 


الهی اگر طاعت بسی ندارم اندر دو جهان جز تو کسی ندارم .

 


الهی ظاهری داریم بس شوریده

 

و باطنی داریم بخواب غفلت آلوده

 

و دیده ای پر آب گاهی در آتش می سوزیم و گاهی در آب دیده غرق .

 

 

 

خواجه عبدالله انصاری

الهی نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز،

 

شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان. 


الهی ضعیفان را پناهی. قاصدان را بر سر راهی.

 

مومنان را گواهی. چه عزیز است آن کس که تو خواهی...


الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی

 

و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی.

 

پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.

 

خواجه عبدالله انصاری

خدایا !

 

مگذار دعا کنم

 

که مرا از دشواری ها و خطر های زندگی مصون داری

 

بلکه دعا کنم تا در رویارویی با آنها

 

 بی باک و شجاع باشم .

 

مگذار از تو بخواهم ، درد مرا تسکین دهی

 

بلکه توان چیرگی بر آن را به من ببخشی ! 

 

+نوشته شده در پنج شنبه 20 تير 1392برچسب:متن,متن زیبا,متن زیبا برای خدا,مناجات,خدا,خدایا,پروردگار,دعا,ساعت19:34توسط بی همتا | |

خدایا

چنان نزدیکی

که نمی توانم ببینمت .

صدای تو هر لحظه با من سخن می گوید ،

اما من آنرا نمی شنوم .

مرا به اعماق درونم ببر

تا شکوه بی پرده جمال تو را بشنوم .

مرا بیاموز

پیوسته تو را بجویم

و همواره به عنوان یگانه پناهم

به تو رو کنم 

 

+نوشته شده در جمعه 31 خرداد 1392برچسب:متن,متن زیبا,مناجات,خدا,خدایا,,ساعت19:20توسط بی همتا | |

 الهی اگر چه بهشت چون چشم و چراغ است

 

بی دیدار تو درد و داغ است.


دوزخ بیگانه را بنگاه است.


وآشنا را گذرگاه است


وعارفان را نظرگاه است


الهی اگر مرا در دوزخ کنی دعوی دار نیستم،

 

واگر در بهشت کنی بی جمال تو خریدار نیستم.


الهی!


من به حور و قصور ننازم،اگر نفسی باتو پردازم،

 

از آن هزار بهشت سازم.

 

 

 خواجه عبدالله انصاری

 الهی ضعیفان را پناهی ؛ قاصدان را بر سر راهی ؛

 

مومنان را گواهی ؛

 

چه عزیز است آنکس که تو خواهی! 

 

الهی هر که ترا شناسد ؛ کار او باریک و هر که ترا نشناسد ؛ راه او تاریک .


الهی توانائی ده که در راه نیفتیم و بینائی ده که در چاه نیفتیم .


الهی بر عجز خود آگاهم و بر بیچارگی خود گواهم ؛

 

خواست خواست توست ؛

 

من چه خواهم .

 

خواجه عبدالله انصاری 

 

خداياچگونه تورابخوانم درحالي که من، من هستم

 

(بااين همه گناه ومعصيت)

 

وچگونه ازرحمت تونااميدشوم درحالي که تو، توهستي

 

(باآن همه لطف ورحمت)

 

خدايا توآنچناني که من مي خواهم

 

مرانيزچنان کن که تومي خواهي

 

ازمناجاتهاي امام سجاد(ع)

+نوشته شده در دو شنبه 9 ارديبهشت 1392برچسب:خدا,خدایا,مناجات,مناجات امام سجاد,از مناجاتهای امام سجاد,سخن کوتاه,سخن کوتاه زیبا,امام سجاد,ساعت11:43توسط بی همتا | |

الهی تو بخشنده ترین و زیباترینی ، گوهر اشک میخری
 
 
دل شکسته میخواهی ، و عمل بی ریا میپذیری .
 
 
ما را از گناه سبکبار کن ، و دیدگانمان را اشکبار و قلبمان
 
 
را به عشق خودت گرفتار . . .
 
 
آمین
 

+نوشته شده در شنبه 12 اسفند 1391برچسب:مناجات,خدا,خدایا,متن زیبا در مورد خدا,متن در مورد خدا,,ساعت21:48توسط بی همتا | |

خدایا در پی رودخانه ها میدوم

و در دو قدمی دریا سایه ترانه هایم را از روی ماسه ها برمیدارم

. من نمی خواهم بی عشق تو زندگی کنم

. درهای بسته اسمان را به رویم باز کن

پیش ازانکه شعر سرودنم را فراموش کنم......

.

+نوشته شده در یک شنبه 8 بهمن 1391برچسب:خدا,خدایا,متن زیبا درمورد خدا,عکس,عکس زیبا,مناجات,متن زیبا,سخن کوتاه,,ساعت18:17توسط بی همتا | |

خدایا!

چنان نزدیکی

که نمی توانم ببینمت .

صدای تو هر لحظه با من سخن می گوید ،

اما من آنرا نمی شنوم .

مرا به اعماق درونم ببر

تا شکوه بی پرده جمال تو را بشنوم .

مرا بیاموز

پیوسته تو را بجویم

و همواره به عنوان یگانه پناهم

به تو رو کنم

+نوشته شده در پنج شنبه 5 بهمن 1391برچسب:خدا,خدایا,متن زیبا درمورد خدا,عکس,عکس زیبا,ساعت23:34توسط بی همتا | |

 

خداوندا..

 

من از احساس بيهوده بودن ؛ من از چون حباب آب بودن

من از ماندن چون مرداب مي ترسم 

 


خداوندا...

 

من از مرگ محبت من از اعدام احساس

 

به دست دوستان دور يا نزديک مي ترسم

 

خداوندا..

 

من از ماندن مي ترسم خداوندا من از رفتن مي ترسم...

 

خداوندا...

 

من از خود نيز مي ترسم ...

 

 

خداوندا... پناهم ده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در چهار شنبه 20 دی 1391برچسب:,ساعت10:12توسط بی همتا | |


 

خدایا !


خداياچگونه تورابخوانم درحالي که من، من هستم

 

(بااين همه گناه ومعصيت)

 

وچگونه ازرحمت تونااميدشوم درحالي که تو، توهستي

 

(باآن همه لطف ورحمت)

 

خدايا توآنچناني که من مي خواهم

 

مرانيزچنان کن که تومي خواهي

 

ازمناجاتهاي امام سجاد(ع)

+نوشته شده در چهار شنبه 13 دی 1391برچسب:مناجات,امام سجاد, مناجات امام سجاد,ساعت15:9توسط بی همتا | |

آنگاه از آن نطفه ، لخته خوني آفريديم و از آن لخته خون ،

پاره گوشتي ، واز آن پاره گوشت ، استخوانها آفريديم و

استخوانها ... را به گوشت پوشانيديم ،

بار ديگر او را آفرينشي ديگر داديم در خور تعظيم است خداوند ،

از آن بهترين آفرينندگان

 


ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ

عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ



Then We made the seed a clot

, then We made the clot a lump of flesh,

then We made (in) the lump of fleshbones,

then We clothed the bones with flesh,

then We caused it to grow intoanother creation,

so blessed be Allah, the best of thecreators



پھر ہم نے نطفے کو لوتھڑا بنايا پھر لوتھڑے کو بوٹي کي

شکل دي پھر بوٹي سے ہڈياں بنا ديں پھر ہڈيوں پر گوشت

چڑھايا پھر ہم نے اسے ايک دوسري مخلوق بنا ديا، پس بابرکت ہے

وہ اللہ جو سب سے بہترين خالق ہے




Sonra o bir katre suyu kan pıhtısıhaline getirdik

, derken kan pıhtısını bir parça et hâline soktuk,

derken ettekemikler yarattık,

derken kemiklere et giydirdik

, sonra da onu başka biryaratılısla meydana getirdik;

ne yücedir şanı yaratıcıların en güzeliAllah'ın.

 




سوره مومنون آيه 14

+نوشته شده در دو شنبه 11 دی 1391برچسب:متن,متن زیبا,آیه ی قرآن,متن زیبا درباره ی آفرینش,متن آموزنده درباره ی آفرینش,ساعت12:51توسط بی همتا | |

خدایا : «چگونه زیستن »را به من بیاموز ،« چگونه مردن» را خود

، خواهم دانست .

خدایا : رحمتی کن تا ایمان ، نام ونان برایم نیاورد ،

قوتم بخش تا نانم را؛ وحتی نامم را در خطر ایمانم افکنم.


تا از آنها باشم که پول دنیا می گیرند وبرای دین کار می کنند ؛

نه آنها که پول دین می گیرند وبرای دنیا کارمی کنند

+نوشته شده در چهار شنبه 3 آبان 1391برچسب:,ساعت13:47توسط بی همتا | |

ﺧﺪﺍﯾﺎ


ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ


ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﺟﺴﺘﺠﻮﯼ ﻗﺎﻓﯿﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﺷﻢ


ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﻢ


ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ


ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ ...

ﻫﺮ ﺳﭙﯿﺪﻩ ﺩﻡ


ﯾﮏ ﺳﺒﺪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ


ﭘﺲ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ...

ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻮ ﺧﺎﻟﻖ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ


ﻣﺤﺒﺖ , ﺻﺒﻮﺭﯼ , ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯼ


ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ

ﺯﯾﺮﺍ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﻣﯿﺜﺎﻕ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡ


ﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ ...

+نوشته شده در شنبه 29 مهر 1391برچسب:,ساعت16:18توسط بی همتا | |

که خدا عشق است و عشق تنها خداســــــــــــــــت
آموختم:
که وقتی نا امید میشوم خــــــــــــــــدا با تمام عظمتش،

عاشقانه انتظار میکشد تا دوباره به رحمتش امیدوار شوم

آموختم:
اگــــر تا کنون به آنچــــــــــــــــــــه خواستم نرســـــــــــیدم،

خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا برایم بهترش را در نظر گرفته

آموختم:

که زندگی سخت است ولی من از او سخت ترم

+نوشته شده در سه شنبه 25 مهر 1391برچسب:,ساعت12:11توسط بی همتا | |

ستایش خداوندی را سزاست که شبم را به صبح آورد،بی آنکه مرده یا بیمار

 باشم،نه دردی بررگهای گردنم باقی گذارد و نه بر کیفر بدتری کردارم

گرفتار کرد،نه بی فرزندو خاندان مانده،ونه از دین خدا روی گردانم،

نه ایمانم دگرگون،و نه عقلم آشفته ونه به عذاب امت های گذشته گرفتارم.

 

در حالی صبح کردم که بنده ای بی اختیار وبر نفس خود ستمکارم.

 

خدایا...بر توست که مرا محکوم فرمایی،در حالی که عذری ندارم،

وتوان فراهم آوردن چیزی جز آنچه که تو می بخشایی ندارم،

و قدرت حفظ خویش ندارم،جز آنکه تو مرا حفظ کنی.

 

خدایا...به تو پناه میبرم از آنکه در سایه ی بی نیازی تو، تهی دست

باشم،یا در پرتو روشنایی هدایت تو گمراه گردم، یا در پناه قدرت تو،

بر من ستم روا دارند،یا خوارو ذلیل باشم، در حالی که کار در دست تو باشد.

 

خدایاجانم را نخستین نعمت گرانبهایی قرار ده که میستانی،

و نخستین سپرده ای قرار ده که از من باز پس میگیری.

 

خدایا...ما به تو پناه میبریم از آنکه از فرموده ی تو بیرون شویم،

یا از دین تو خارج گردیم،یا هواهای نفسانی پیاپی بر ما فرود آید،

که از هدایت ارزانی شده از جانب تو سرباززنیم.

 

ترجمه ی دعا215 نهج البلاغه

+نوشته شده در چهار شنبه 20 ارديبهشت 1391برچسب:,ساعت14:46توسط بی همتا | |

خداوندا...


من از تنهائی و برگ ريزان پائيز من از سردی سرمای زمستان

من از تنهائی و دنيای بی تو می ترسم

خداوندا...

من از دوستان بی مقدار من از همرهان بی احساس

من از نارفيقيهای اين دنيا می ترسم

خداوندا...

من از احساس بيهوده بودن ؛ من از چون حباب آب بودن

من از ماندن چون مرداب می ترسم

خداوندا...

من از مرگ محبت من از اعدام احساس به دست دوستان دور يا نزديک می ترسم

خداوند...

من از ماندن می ترسم خداوندا من از رفتن می ترسم...

خداوندا...

من از خود نيز می ترسم ...

خداوندا... پناهم ده

+نوشته شده در چهار شنبه 6 ارديبهشت 1391برچسب:,ساعت23:55توسط بی همتا | |

 

شبی در خواب دیدم که با خدا گفتگو می کنم.

خدا از من پرسید: دوست داری با من صحبت کنی؟

پاسخ دادم: اگر شما فرصت داشته باشید.

خدا لبخندی زد و گفت: زمان من ابدیت است،
 
چه سؤالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟

من سؤال کردم: چه چیزی در آدمها شما را بیشتر از هر چیزی متعجب می کند؟

خدا جواب داد:

- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند
 
که زودتر بزرگ شوند، و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.

- اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند
 
و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره بازیابند.

- اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند
 
به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.

- اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد
 
و به گونه ای می میرند که گوئی هرگز نزیسته اند.

دست خدا مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت…

بعد از مدتی به خدا گفتم: به عنوان پروردگار دوست داری
 
که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟

خدا پاسخ داد:

- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد،
 
تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد
 
عشق ورزیدن واقع شوند.

- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست که خودشان را با دیگران مقایسه کنند.

- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.

- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه ای زمان می برد
 
ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابد.

- یاد بگیرند که غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد، بلکه کسی است
 
که نیازمند کمترین هاست.

- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند
 
اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.

- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند، بلکه باید خود را نیز ببخشند.

با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که در اختیار من گذاشتید سپاسگذارم.

و افزودم: چیز دیگری هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟

خدا لبخندی زد و گفت:

فقط اینکه بدانند من اینجا هستم

همیشه…
 
 

+نوشته شده در سه شنبه 22 فروردين 1391برچسب:,ساعت14:0توسط بی همتا | |

خدایا!!

گفتم : خسته ام

گفتی : لا تقنطوا من رحمة الله (زمر 53)

گفتم : هیچکس نمیدونه تو دلم چی می گذره

گفتی : ان الله یحول بین المرء و قلبه (إنفال 26)

گفتم : هیچکسی رو ندارم

گفتی : نحن أقرب إلیه من حبل الورید (ق 16)

گفتم : ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!

گفتی : فاذکرونی أذکرکم ( بقره 152)

خداوندا :

مرا یاری ده تا جامعه ام را بر سه پایه ی کتاب ، ترازو و آهن استوارکنم ، و دلم را از سه سرچشمه حقیقت زیبایی و خیر سیراب سازم.

دکتر شریعتی

+نوشته شده در چهار شنبه 19 بهمن 1390برچسب:,ساعت16:32توسط بی همتا | |

خداوندا :

به من توفیق تلاش ،در شکست

صبر در نومیدی / رفتن بی همراه

جهاد بی سلاح / کار، بی پاداش

فداکاری در سکوت / دین بی دنیا

مذهب بی عوام / عظمت بی نام

خدمت بی نان / ایمان بی ریا

خوبی بی نمود /گستاخی بی خامی

مناعت بی غرور/عشق بی هوس

تنهایی در انبوه جمعیت/دوست داشتن بی آنکه دوست بداند روزی کن .

 

دکتر شریعتی

+نوشته شده در چهار شنبه 19 بهمن 1390برچسب:,ساعت15:51توسط بی همتا | |

خدایا، نعمت عافیت، مبدأ همه ی نیازها و عاقبت بخیری، مقصد همه نیازهاست

بین این مبدأ تا آن مقصد والاترین نیازها دلخوشیست

به بزرگیت سوگند آن را به تمامی دوستانم عطا فرما.

+نوشته شده در سه شنبه 18 بهمن 1390برچسب:,ساعت22:14توسط بی همتا | |

الهی، به حرمت آن نام که توخوانی وبه حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب که می توانی.

الهی، عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم؛ گفتی و فرمان نکردم، درماندم و درمان نکردم.

الهی، عاجز و سرگردانم؛ نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم.

الهی، اگر تو مرا خواستی ،من آن خواستم که تو خواستی.

الهی، به بهشت و حور چه نازم؛ مرا دیده ای ده که از هرنظر بهشتی سازم.

الهی، در دل های ما جز تخم محبت مکار وبر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و بر کشت های ما جز باران رحمت خود مبار. به لطف ،ما را دست گیر و به کرم،پایدار، الهی حجاب ها از راه بردار ومارا به ما مگذار.

 

+نوشته شده در شنبه 15 بهمن 1390برچسب:,ساعت17:27توسط | |

خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم

تورا بخشنده پنداشتم و گناه کارشدم

تورا وفادار دیدم و هرجا که رفتم بازگشتم

تورا گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم

تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟

+نوشته شده در چهار شنبه 12 بهمن 1390برچسب:,ساعت20:38توسط بی همتا | |

 الهــــی؛

من نه آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشـــــم

نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهــــی

در اگر باز نگردد نروم باز به جــــایی

پشــــــت دیوار نشــــــینم

چو گدا بر ســـــــر راهـــــــــی

کس به غـــــیر از تو نخواهــــــم چه بخواهــــــــــی چه نخواهــــــــی

باز کن در که جــــــــز این خانه مرا نیست پناهی

 

+نوشته شده در چهار شنبه 12 بهمن 1390برچسب:,ساعت15:48توسط بی همتا | |

خداوندا......

 

تو خيلي بزرگی

 

و من خيلي کوچـک

 

ولي جالب اينجاســـت

 

تـــو به ايـــن بزرگـــــــــــــي من کوچک را فراموش نميکني ؛

 

ولـــــي من به اين کوچــــــکي تو را فرامـــــــــــــــوش کرده ام

 


صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد