زندگی سلف سرویس


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



سلام ..ممنونم از نگاهتون..خوش اومدید... اگه دوست دارید مطالب مختلفی درباره ی طبیعت گردی، ساخت انواع کاردستی و کلی چیزای باحال دیگه اطلاعات کسب کنید خوشحال میشم به اینستاگرام ما سری بزنید قدمتونو روی چشم ما بذارید. @mahsano1372

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان تا خدا (نردبانی برای نزدیکی به خالق بی همتا) و آدرس takhoda.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.







نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 266
بازدید دیروز : 561
بازدید هفته : 2118
بازدید ماه : 20153
بازدید کل : 110101
تعداد مطالب : 538
تعداد نظرات : 393
تعداد آنلاین : 1



آمار مطالب

:: کل مطالب : 538
:: کل نظرات : 393

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 266
:: باردید دیروز : 561
:: بازدید هفته : 2118
:: بازدید ماه : 20153
:: بازدید سال : 110101
:: بازدید کلی : 110101

RSS

Powered By
loxblog.Com

زندگی سلف سرویس
یک شنبه 25 بهمن 1393 ساعت 23:54 | بازدید : 1454 | نوشته ‌شده به دست مهسا | ( نظرات )

امت فاکس,نویسنده و فیلسوف معاصر ایرلندی,در اولین سفر خود به آمریکا


برای صرف غذا به رستورانی رفت.او در گوشه ای


به انتظار پیش خدمت نشست اما کسی به او توجه نمی کرد,


ازهمه بدتر افرادی که بعد از او واردشده بودند همگی مشغول خوردن بودند


.پس از چند دقیقه باناراحتی از مردی که برسرمیز مجاور نشسته بودپرسید


:من ۲۰دقیقه است که اینجانشسته ام ,چرا پیش خدمت به من توجه نمی کند


درحالی که همه مشغول خوردن هستند ومن در انتظار نشسته ام؟

مرد پاسخ داد


:اینجا سلف سرویس است,به انتهای رستوران بروید هرچه می خواهید


در سینی بگذارید پول آن را بپردازید و غذایتان رامیل کنید.

امت فاکس بعدها دراین خصوص نوشت:"احساس حماقت می کردم,


وقتی غذا راروی میز گذاشتم ناگهان به ذهنم رسیدکه زندگی هم در حکم سلف سرویس است,


همه نوع رخداد,فرصت,موقعیت,شادی وغم در برابر ما قرار دارد


.درحالی که اغلب ما بی حرکت روی صندلی خود چسبیده ایم


وآنچنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند


ودچار شگفتی شده ایم که او چراسهم بیشتری دارد!


وهرگز به نظر نمی رسد


خیلی ساده از جای خود برخیزیم وببینیم چه چیزهایی فراهم است.


سپس آنچه را می خواهیم برگزینیم...

 




:: موضوعات مرتبط: داستانک , سخنی از زبان بزرگان , ,
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: